رنگین کمان
وبلاگ فیزیک  
لینک های مفید

قبل از اينکه به خودتان بیاييد و بپرسيد، «چطور اينقدر زود دير شد؟» پس براي فکر کردن به زندگيتان وقت بگذاريد. وقت بگذاريد تا بفهميد واقعاً چه مي‌خواهيد و به چه چيزهايي نياز داريد. براي خنديدن، گريه کردن، ياد گرفتن و بخشيدن وقت بگذاريد.

اينها ۱۰ چيزي هستند که قبل از اينکه خيلي دير شود بايد ياد بگيريد:
 


اين لحظه، زندگي شماست!

 زندگي شما بين الان و نفس بعدي است. زمان حال - همين حالا و همين جا - تنها چيزي است که زندگي به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببريد و با مهرباني و در آرامش زندگي کنيد، بدون ترس و پشيماني. و با هر چه که داريد، بهتريني که مي‌توانيد را انجام دهيد؛ چون اين تنها چيزي است که مي‌توانيد از کسي انتظار داشته باشيد، ازجمله خودتان. 
 


زندگي طولاني نيست!

اين زندگي شماست و بايد براي آن تلاش کنيد  براي آنچه درست است تلاش کنيد. براي چيزهايي که برايتان اهميت دارد، و هيچوقت فراموش نکنيد که به عزيزانتان بگوييد که چقدر برايتان مهم هستند. بفهميد که انسان خوش‌شانسي هستيد چون هنوز فرصت داريد. پس يک لحظه مکث کرده و فکر کنيد. هر کاري که لازم است انجام دهيد را از همين امروز شروع کنيد. فردا دير است.
 


فداکاري‌هايي که امروز مي‌کنيد، در آينده برايتان سودمند خواهد بود!

وقتي نوبت به تلاش سخت براي رسيدن به يک هدف مي‌رسد--چه گرفتن يک مدرک تحصيلي باشد، چه شروع يک کار جديد يا هر دستاورد شخصي ديگر که نياز به زمان و تعهد دارد--بايد اين سوال را از خودتان بپرسيد: آيا حاضرم چند سال از زندگي‌ام را با سختي و تلاش بگذرانم تا آينده خوبي داشته باشم؟
 


هنگاميکه وقت تلف مي‌کنيد، بنده ديروز مي‌شويد!

اما وقتي فعال هستيد، مثل اين مي‌ماند که ديروز دوست مهرباني براي شماست که  کمکتان مي‌کند باري از روي دوشتان بردارد. پس همين الان کاري انجام دهيد که بابت آن در آينده از خودتان تشکر کنيد. مطمئن باشيد فردا از اينکه امروز شروع کرديد خوشحال خواهيد بود. 
 


شکست‌ فقط درسي براي عبرت گرفتن است!

اتفاقات خوب براي کساني مي‌افتد که هنوز اميدوارند حتي اگر نااميد شده باشند، براي کساني که هنوز باور دارند حتي اگر طعم شکست را چشيده باشند. پس هيچوقت افسوس اتفاقاتي که در زندگيتان افتاده است را نخوريد؛ اين اتفاقات قابل تغيير نيستند و نمي‌توانيد فراموششان کنيد. آنها را مثل درس‌هايي ببينيد که  مي‌توانيد از آنها عبرت بگيريد و براي آينده‌تان از آنها استفاده کنيد.
 


خودتان مهمترين ارتباطتان هستيد!

خوشبختي زماني اتفاق مي‌افتد که احساس خوبي به خودتان داشته باشيد. قبل از اينکه  بتوانيد دوستي سالم با  ديگران داشته باشيد، اول بايد ارتباطي سالم با خودتان برقرار کنيد. بايد احساس ارزش کنيد و  در چشم خودتان، خودتان را قبول داشته باشيد تا بتوانيد با اعتماد‌به‌نفس به چشمان اطرافيانتان نگاه کنيد و با آنها ارتباط برقرار کنيد.
 


عمل افراد، حقيقت را مي‌گويد!

در زندگي با کساني روبه‌رو خواهيد شد که در زمان‌هاي درست، حرف‌هاي درست خواهند زد اما در آخر از اعمال و رفتار آنهاست که بايد درموردشان قضاوت کنيد. پس به کارهاي ديگران دقت کنيد. رفتار و اعمال آنها همه چيز را درمورد آنها به شما خواهد گفت.
 


مهرباني‌هاي کوچک دنيا را زيباتر خواهد کرد!

به کساني که به نظر مي‌رسد روز سختي داشته‌اند سلام کنيد. با آنها مهرباني کنيد. مهرباني تنها سرمايه‌اي است که هيچوقت تمام نمي‌شود. و هر جا که انساني باشد، فرصتي براي مهرباني کردن وجود دارد. بخشش را ياد بگيريد، حتي اگر بخشيدن يک لبخند باشد. نه به اين دليل که زياد از آن داريد.
 


پشت هر زندگي زيبا، سختي هايي بوده است!

مي‌افتيد، بلند مي‌شويد، اشتباه مي‌کنيد، زندگي مي‌کنيد، ياد مي‌گيريد. شما انسانيد، کامل نيستيد.ه اين فکر کنيد که زنده بودن، نفس کشيدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چيزهايي که دوست داريد، چقدر عالي است. گاهي اوقات در سفر زندگي دچار ناراحتي‌ مي‌شويد اما هنوز زيبايي‌هاي زيادي باقي است. حتي اگر آسيب ديديم، بايد بتوانيم روي پايمان بايستيم، چون هيچوقت نخواهيم دانست چه چيز در زندگي انتظارمان را مي‌کشد.


گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التيام مي‌بخشد!

سالها پيش وقتي درمورد غلبه بر دردها از مادربزرگم سوال کردم، اينطور برايم توضيح داد: به اين دايره‌ها نگاه کن. دايره‌هاي سياه نشان دهنده تجارب نسبي زندگي ماست. دايره‌هاي من بزرگتر است چون پيرتر هستم و تجربه‌هاي بيشتري دارم. دايره‌هاي کوچک قرمز نشاندهنده اتفاقات بد و منفي زندگي هستند. فرض مي‌کنيم که هر دو ما يک اتفاق بد يکسان را تجربه کرده باشيم. مي‌بيني که سايز دايره قرمز براي هر دو ما يکسان است اما ببين چه درصد از فضا را در دايره سياه اشغال مي‌کند. اتفاق بد تو به اين دليل بزرگتر به نظر مي‌رسد که قسمت بزرگتري از تجربيات کلي زندگي توست. چيزي که بايد ياد بگيري اين است که  يک اتفاق بد و بسيار ناراحت‌کننده که الان در زندگيت وجود دارد، يک روز بخشي از گذشته بزرگتر تو خواهد شد و ديگر اينقدر مهم به نظر نخواهد رسيد.

 

 

[ شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ ] [ 19:11 ] [ زهرا مرادی نوین ]
تکنولوژي و تاريخچه ساخت صفحه نمايش هاي لمسي

فناوري که امروزه ما آن را به نام Touch Screen و يا صفحه نمايش هاي لمسي مي شناسيم نخستين بار در سال 1971 و در مرکز تحقيقات دانشگاه کنتاکي آمريکا پا در عرصه وجود گذاشت جائيکه دکتر Samuel Hurst در جريان کار بروي رساله هاي پايان نامه دانشجويان اين مرکز بعلت عمليات وقت گيري که بررسي داده هاي مختلف به همراه داشت با اختراع اولين حس گر لمسي به روش ساده تري براي ورود اطلاعات دست يافت اين حس گر که دکتر هرست آن را Elograph ناميد (Electronics Graphics)به مانند نمونه هاي امروزي شفاف و حساس نبود ولي بعدها پايه اي براي تاسيس شرکتي تحت نام Elographics براي کار بروي اين تکنولوژي نوظهور گرديد. سه سال بعد نمونه شفاف اين تکنولوژي در سال 1974 ارائه شد و در سال 1977 شرکت Elographics موفق به ساخت نمونه شفاف مقاومتي پنج سيمه (5Wire resistive-) شد که تا به امروز نيز يکي از کارامد ترين روش هاي ساخت صفحه نمايش هاي لمسي به حساب مي ايد.

در مجموع سه روش مشخص براي ساخت صفحات لمسي وجود دارد که در يک نگاه گذرا عبارتند از صفحات لمسي مقاومتي، صفحات خازني و نمونه هاي مبتني بر اشعه مادون قرمز که در ادامه به بررسي هر کدام از اين سه روش مي پردازيم:





صفحه نمايش هاي لمسي مقاومتي:

اين روش ساخت که با نام صفحات فشاري نيز شناخته مي شوند گسترده ترين نوع صفحات لمسي هستند که از تکنولوژِي ساخت ساده تر و در نتيجه ارزان تري نسبت به رقبا برخوردار بوده و بيش از همه در نمونه هاي مبتني بر ويندوز موبايل ديده مي شود.

تکنولوژي ساخت اين گونه صفحه نمايش ها شامل سه روش مي شود که عبارتند از نمونه هاي چهار سيمه، پنج سيمه و هشت سيمه که نمونه 5 سيمه آن از ديگر موارد کاربرد بيشتر و گسترده تري دارد در اين روش گذشته از لايه هاي حفاظتي و خش گير صفحه نمايش، از سه لايه مختلف براي اجراي عمليات استفاده مي شود بطوريکه دو لايه حاوي جريان الکتريکي يکي در رو و ديگري در زير جاي گرفته است و در ميان اين دو نيز لايه اضافه ديگري ديده مي شود که بروي اين لايه مياني قطعات پلاستيکي نقطه نقطه اي در فواصل معين جاي گرفته اند که مانع از تماس دو لايه روئي و زيري در مواقعي که تماسي صورت نگرفته است مي شوند اما در هنگام لمس شدن صفحه نمايش بعلت فشار وارده بر صفحات دو لايه روئي و زيرين بهم مي چسبند که با چسبيدن اين دولايه به يکديگر، بعلت باردار بودن هر دو لايه، مداري الکتريکي بسته مي شود که با محاسبه ميزان بار الکتريکي جريان يافته بين صفحات به راحتي مي توان محل دقيق تماس را در آن بدست آورد.

اين روش ساده و موثر اما در عين حال چند مشکل کوچک و بزرگ نيز دارد که از آن ميان مي توان به عدم امکان لمس چندين نقطه در يک زمان، کاهش نور ارسالي صفحه نمايش به 85 درصد ميزان واقعي و خش پذيري سريع آن اشاره کرد. سادگي، کاهش هزينه ها و امکان فشردن صفحه نمايش با هر وسيله دلخواه از نقاط قوت اين فناوري هستند. اين صفحات در برابر آب و گرد و خاک مقاوم بوده و عمر مفيدي در حدود 35 ميليون کليک دارند.


صفحه نمايش هاي خازني يا الکترواستاتيک:

اينگونه صفحه نمايش ها از تکنولوژي پيشرفه تر و درنتيجه کاملا گرانتري در قياس با روش قبلي برخوردارند که بر اين اساس نشان آنها را تنها در نمونه هاي گرانقيمت بازار مي توان پيدا کرد. در مجموع تاکنون دو روش مختلف در ساخت اين فناوري ارائه شده است که شامل انواع Multi Touch و نمونه هاي فاقد آن مي باشد.

در ساخت اينگونه صفحات بر خلاف دسته اول تنها از يک لايه استفاده شده است که اين لايه بطور کامل از مواد هادي جريان الکتريکي پوشانده شده (عمدتا اکسيد اينديوم) و جريان الکتريکي مستمر و دائمي در آن برقرار مي باشد و درهنگام تماس دست با اين صفحه نمايش بعلت وجود بار الکتريکي در بدن انسان تغيير مشخص و مشهودي در جريان اين لايه بوجود آمده و اين همان نکته اي ست که براي تشخيص دقيق نقطه تماس مورد استفاده قرار مي گيرد. از نقاط مثبت اين فناوري مي توان به امکان لمس بيش از يک تقطه در يک زمان، مقاومت در برابر خش، رطوبت و گرد و خاک، عمر بسيار طولاني (225 ميليون کليک) و امکان عبور درصد بيشتري از نور توليد شده (در حدود 92 درصد) اشاره کرد اما در سوي مقابل مشکلات پيش روي اين فناوري عبارت است از هزينه بالاي توليد و اجبار در تماس مستقيم دست با صفحه نمايش (حتي بدون دستکش).


صفحات لمسي بر پايه تکنولوژِي مادون قرمز:

اين تکنولوژي بعلت گراني بيش از اندازه نسبت به سايرين بسيار کمياب تر است و اصولا نشان آن ها را تنها در اجزاي لمسي همانند کليدهاي لمسي مي توان پيدا کرد و تقريبا نمونه اي وجود ندارد که از اين فناوري در ساخت صفحه نمايش استفاده کند. دو شيوه ساخت در اين فناوري عبارتند از سنسور حرارتي و حس گر نوري که از بنيان با يکديگر متفاوتند. در تکنولوژي حرارتي مبناي حس شدن کليدها ميزان حرارتي ست که جسم برقرار کننده تماس(مانند انگشت دست) توليد مي کند که از همين ابتدا بزرگترين مشکل اينگونه کليدها مشخص مي شود بطوريکه اگر با دست سرد اينگونه کليدها را بفشاريد اتفاق خاصي نمي افتد. دومين شيوه اجراي اين فناوري يعني حس گر نوري که تنها نمونه حال حاضر آن را در محصولي تحت نام N2 از شرکت Neonode مي توان پيدا کرد بر اين مبنا عمل مي کند که در محل تماس سنسوري قرار گرفته است که دائما در حال ارسال اشعه مادون قرمز که براي چشم انسان قابل رويت نيست بوده و بدين ترتيب با حس کردن اين قسمت توسط هر شي ء دلخواه بدليل قطع شدن ارسال موج (چيز شبيه دزدگيرهاي نوري که در فيلم هاي پليسي ديده مي شود)، دستگاه متوجه تماس مي گردد. اين روش همانطور که مي توانيد حدس بزنيد گرانترين نوع اجراي فناوري لمسي بوده و به همين علت بسيار به ندرت استفاده مي شود. بزرگترين حسن اين روش در عمر بالاي آن(عملا بيش از هفت سال) و عدم تاثير در روشناي صفحه نمايش است و مشکلات پيش روي آن بجز عدم امکان لمس بيش از يک نقطه در يک زمان، تاثير پذيري و کاهش کيفيت آن در نور شديد مي باشد.


[ شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ] [ 18:57 ] [ زهرا مرادی نوین ]
ساعتی که فقط عدد 9 دارد!!

[ پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ ] [ 23:22 ] [ زهرا مرادی نوین ]

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت

یلدایتان مبارک



[ چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 22:29 ] [ زهرا مرادی نوین ]

GPS چگونه کار می کند؟

سیستم محل یابی جهانی (Global Positioning Systems)، یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با 24 ماهواره تشکیل شده است. این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده ساخته و در مدار قرار داده شده اند. این سیستم در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شد ولی از سال 1980 استفاده عمومی آن آزاد و آغاز شد.خدمات این مجموعه در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام ساعت شبانه روز در دسترس است. پدید آورندگان این سیستم، هیچ حق اشتراکی برای کاربران در نظر نگرفته اند و استفاده از آن رایگان است.

 

GPS چگونه کار می کند؟

ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های GPS این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز، معین می کند.

گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطاعات مفید دیگر، می نماید.

ماهواره های GPS

 24عدد ماهواره GPS در مدارهایی بفاصله 24000 هزار مایل از سطح دریا گردش می کنند. هر ماهواره دقیقا طی 12 ساعت یک دور کامل بدور زمین می گردد. سرعت هریک 7000 مایل بر ساعت است. این ماهواره ها نیروی خود را از خورشید تامین می کنند. همچنین باتری هایی نیز برای زمانهای خورشید گرفتگی و یا مواقعی که در سایه زمین حرکت می کنند به همراه دارند. راکتهای کوچکی نیز ماهواره ها را در مسیر صحیح نگاه می دارد. به این ماهواره ها NAVSTAR نیز گفته می شود.

در اینجا به برخی مشخصه های جالب این سیستم اشاره می کنیم:

اولین ماهواره GPS در سال 1978 یعنی حدود 35 سال پیش در مدار زمین قرار گرفت.
در سال 1994 شبکه 24 عددی NAVSTAR تکمیل گردید.
عمر هر ماهواره حدود 10 سال است که پس از آن جایگزین می گردد.
هر ماهواره حدود 2000 پاوند وزن دارد و طول باتری های خورشیدی آن 5.5 متر است.
انرژی مصرفی هر ماهواره، کمتر از 50 وات است.


گیرنده GPS

بسته به نوع مصرف و بودجه می توانید از طیف وسیع گیرنده های GPS بهره ببرید. همچنین، باید از در دسترس بودن نقشه مناسب و بروزجهت ناحیه مورد استفاده تان، اطمینان حاصل کنید. امروزه بهای گیرنده های GPS بطور چشمگیری کاهش پیدا کرده است و هم اکنون در کشور ما با بهایی معادل یک عدد گوشی متوسط موبایل نیز می توان گیرنده GPS تهیه کرد. در کشورهای توسعه یافته از این سیستم جهت کمک به راهبری خودرو، کشتی و انواع وسایل نقلیه بهره گیری می شود.

هر چه نقشه های منطقه ای که در حافظه گیرنده بارگذاری می شود دقیق تر باشد، سرویسهایی که از GPS می توان دریافت داشت نیز ارتقا می یابد. برای مثال، می توان از GPS مسیر نزدیکنرین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را سوال نمود و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکانیابی این سیستم در حد چند متر می باشد، که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند. از سیستم محلیابی جهانی می توان در کارههایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، کشتی رانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و زمینلرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد، بهره برد.

هر کس که بخواهد بداند کجاست و به کجا می رود به این سیستم نیازمند است، با توجه به نزول شدید بهای گیرنده های این سیستم، و افزایش امکانات آن ها، این تکنولوژی در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.


[ پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 19:4 ] [ زهرا مرادی نوین ]

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

...................

السلام علیک یا باب الحوائج ، یا قمر بنی هاشم

السلام علیک یا علمدار حسین و سپهسالار کربلا

السلام علیک یا سقّای طفلان

السلام علیک یا فرزند غضب آلود علی مرتضی

سلام بر تو ای سمبل وفا، صفا، صداقت، شجاعت، مردانگی، دلیری و جوانمردی

السلام علیک یا ابوالفضل العباس



[ شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ ] [ 17:12 ] [ زهرا مرادی نوین ]

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا .

ما همه آفتاب گردانیم . اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی ؛ دیگر آفتاب گردان نیست
آفتاب گردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد .

این ها را گل آفتابگردان به من گفت ومن تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت .

آفتابگردان به من گفت : "وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد مطمئن است که او خورشید را پیداخواهد کرد.

آفتابگردان هیچ چیز را با خورشید اشتباه نمی گیرد ؛ اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد .

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد



او همه زندگی اش را وقف نور می کند ، در نور به دنیا می آید و در نور می میرد . نور می خورد و نور می زاید .

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است . آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا . بدون آفتاب ، آفتابگردان می میرد؛ بدون خدا انسان . "

آفتابگردان گفت : " روز که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد ، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی ، دیگر " تویی " نمی ماند . و گفت من فاصله هایم را با نور پر می کنم ، تو فاصله ها را چطور پر می کنی ؟ "

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد . گفتگوی من و آفتابگردان نا تمام ماند . زیرا که او در آفتاب غرق شده بود .

جلو رفتم بوییدمش ، بوی خورشید می داد . تب داشت و عاشق بود . خداحافظی کردم ، داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت : " نام آفتابگردان همه را یاد آفتاب می اندازد ، نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت ؟

نظرآهاری

[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ ] [ 21:11 ] [ زهرا مرادی نوین ]

آن طرف رنگین کمان کجاست؟

وقتی در طول بارندگی فقط یک رنگین کمان می بینیم در واقع چند رنگین کمان وجود دارد؟ پاسخ این سؤال آنطور که فکر می کنید ساده نیست! وقتی نور وارد یک قطره آب می شود، در داخل قطره بازتاب کرده، و آنچه به چشم ما باز می تابد رنگین کمان را تشکیل میدهد. هر قطره باران ، نوری را که واردش میشود در تمام جهات ممکن بازتابانده و می شکند.


اولین بار که نور با قطره برخورد میکند، یک پرتو کسری از آن نور بازتاب میکند و و بقیة آن در طول قطره حرکت میکنند تا به پشت قطره از سمت داخل برخورد کنند. دوباره ، مقداری از نور شکت خورده و مقداری بازتاب میکند. در هر برخورد با سطح داخلی قطره ، مقداری از نور باز می تابد و در قطره میماند، و باقیماندة آن خارج میشود. بنابراین پرتوهای نور میتوانند بعد از یک ، دو ، سه بازتاب داخلی یا بیشتر از قطره خارج شوند.

وقتی شما دو رنگین کمان می بینید، اولین یا اصلی ترین کمان در زاویة 42 درجه ، با نور قرمز در بیرون و نور بنفش در داخل بطور واضح دیده میشود. کمان دوم همیشه کم‌رنگ تر بوده و بواسطة بازتاب دوم با رنگهای معکوس (بنفش در بیرون و قرمز در درون) در زاویة 51 تشکیل می شود.

اسحاق نیوتن یک معادله ریاضی برحسب اندازه زاویة رنگین کمانها بعد از بازتاب N اُمِ داخل قطره بدست آورد. او معتقد بود که در بازتاب سوم نور کافی وجود ندارد که در واقع شخص آنرا ببیند، از اینرو هرگز مسئله را برای 3=N حل نکرد. ادموند هالی ، بعد از نامگذاری ستارة دنباله‌دار هالی ، محاسبات را بر دوش گرفت و کشف کرد که سومین رنگین کمان در زاویة 40 درجه و 20 ثانیه تشکیل میشود، و شگفت زده شد. این رنگین کمان نبایستی در مقابل خورشید تشکیل شود بلکه دور تا دور خورشید تشکیل میشود! دو هزار سال بود که بشر به اشتباه در طرف دیگر آسمان در جستجوی این کمان بود.

کمان رنگین کمان  


بر خلاف نام این پدیده ، رنگین کمان در واقع یک دایره کامل از رنگهای مختلف است ولی قسمتهایی از این دایره توسط زمین دور از دید ما قرار می گیرند. اگر شما از هواپیما نظاره گر این پدیده باشید، می توانید تمام دایره رنگی را ببینید.

رنه دکارت فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی در قرن 17 اولین کسی بود که در مورد این پدیده طبیعی دست به مطالعه و تحقیق زد. او با استفاده از یک گوی شیشه ای پرا از آب ، توضیح داد که یک قطره باران چگونه پرتوهای نور را شکسته و از هم جدا می سازد.

همچنین او 42 درجع انحراف مسیر پرتوهای نور از مسیر اولیه خود را نیز محاسبه کرد. (امروزه می دانیم که مقدار دقیق این زاویه به طول موج و در نتیجه به رنگ نور بستگی دارد). حال سوال این است که چرا ما ستونهای رنگی را در آسمان مشاهده نمی کنیم؟ در پاسخ باید گفت که چشم ما قادر است تنها شعاعهای نور گذرنده از قطراتی را مشاهده کند که پرتو خروجی و 42 درجه خم شده آنها مستقیما وارد چشم شود. تمامی نورهای هم رنگی که این خاصیت را دارند، روی یک دایره قرار می گیرد. دایره ای که ما بخشی از آن را از روی سطح زمین می بینیم و آن را رنگین کمان می خوانیم.

[ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 16:24 ] [ زهرا مرادی نوین ]

راز گل سرخ‏

هنگام انفجار و فرو پاشی ستارگان، گازها و موج های حاصل، ترکیبی بسیار زیبا به مانند گل سرخ (رُز)ایجاد می کنند.

عکس زیر توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) ناسا گرفته شده است و توسط ناسا "انفجار گل رز سرخ" نامیده شده است.



 این پدیده بیش از 1400 سال پیش در قرآن مجید بیان گردیده است: 

*فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةًكَالدِّهَانِ*


هنگامی که آسمان از هم شکافته شود و مانند گلی سرخ رنگ (گلگون) درآید.

"آیه شریفه ۳۷ سوره مبارکه الرحمن"

[ سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 18:48 ] [ زهرا مرادی نوین ]

فیزیک کارت‌های اعتباری و دستگاه‌های کارت خوان

نوار مغناطیسی پشت کارت‌های اعتباری حاوی میلیون‌ها ذره‌ی مغناطیسی (آهنربای بسیار کوچک) است که نوعی چسب صمغ آن‌ها را به هم متصل می‌کند. داده‌ها را که به صورت دو دویی، با صفر و یک به رمز در آورده‌اند، در این ذره‌های مغناطیسی ذخیره می‌کنند (شکل الف). وقتی کارت اعتباری شما درون دستگاه کارت خوان کشیده می‌شود، میدان مغناطیسی ناشی از ذره‌های مغناطیسی، روی پیچه‌ی تعبیه شده در دستگاه کارت خوان اثر می‌گذارد و جریان اندکی را در آن القا می‌کند (شکل ب). این جریان بسیار کوچک توسط دستگاه دیگری تقویت و داده‌های ذخیره شده در آن رمزگشایی می‌شود. پس از رمز گشایی داده‌ها، دستور مورد نظر صورت می‌گیرد

.

 

الف) هر ذره‌ی مغناطیسی، که در واقع یک آهنربای بسیار کوچک است، یک داده را به صورت صفر یا یک در خود ذخیره می‌کند. در نوار مغناطیسی پشت هر کارت میلیون‌ها ذره‌ی مغناطیسی قرار دارد.



ب) با کشیدن کارت، میدان مغناطیسی ناشی از ذره‌های مغناطیسی جریان اندکی در پیچه‌ی تعبیه شده در دستگاه کارت خوان القا می‌کند.

[ یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 20:23 ] [ زهرا مرادی نوین ]

حق، معرفت به هر نگاهم داده

در حلقه ی عشق خویش راهم داده

اینها همه علتش فقط یک چیز است
ایرانی ام و رضا پناهم داده
*میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک*

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 20:18 ] [ زهرا مرادی نوین ]

اینشتین در 14 مارس سال 1879 در اولم آلمان متولد شد . یک سال بعد خانواده اش به مونیخ نقل مکان کردند و خواهرش در آنجا متولد شد . اینشتین 15 سال در مونیخ ماند . عشق به موسیقی ، که برای او به صورت یک ضرورت در آمد ، خیلی زود و هنگامی در او شکل گرفت که در 6 سالگی درس های ویولن را آغاز کرد .

او در کارهای عادی کلاس درس شاگرد خوبی نبود و کند صحبت می کرد ، اما از لحاظ خود آموزی عالی بود . در 12 سالگی حسابان را یاد گرفت ، در 13 سالگی کتاب نقد خرد ناب امانوئل کانت را خوانده بود . او نوشته های سبک را نمی خواند ، بلکه غرق در کتاب های ریاضی ، فیزیک و فلسفه بود .


اینشتین مونیخ را در 15 سالگی ترک کرد تا به والدین خود در میلان ایتالیا بپیوندد و یک سال بعد قصد ورود به انستیتوی فدرال فناوری در زوریخ سوئیس را کرد . چون دیپلم دبیرستان نداشت ، باید امتحان ورودی می داد . او در درس های زبان های جدید ، جانورشناسی و گیاه شناسی مردود شد – او این درس ها را در مونیخ نخوانده بود . با این همه ، عملکردش در ریاضی و فیزیک به اندازه ای عالی بود که به او اجازه دادند پس از یکسال درس خواندن وارد انستیتو شود . کار او در کالج ممتاز بود .

برای مدتی پس از فارغ التحصیل شدن در سال 1900 اینشتین نتوانست هیچ نوع کار یا شغل دستیاری به دست آورد. بنابراین ، دو سال را صرف انجام انواع کارهای جزئی تدریس کرد و سرانجام به عنوان متخصص فنی در ادارۀ ثبت اختراعات سویس در برن استخدام شد .

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:55 ] [ زهرا مرادی نوین ]
در شکل زیر یک مرد با قد 180 سانتی متر را جلوی آینه می ببینید. برای این که او تصویر پاهایش را ببیند باید در طول خطی که از پاهایش به سمت سر او می آید نگاه کند. پرتوهای رسم شده این خط ها و مسیر کامل نور از حدود بدن شخص نسبت به آینه و چشم هایش را نشان می دهند. او برای دیدن تصویرش به طول xy از آینه نیاز دارد. پس آینه ای با این اندازه کافی است. اگر با خط کش ارتفاع مرد را در تصویر بالا اندازه بگیرید و فاصلة xy را نیز اندازه بگیرید به این نتیجه می رسد که ارتفاع مرد دو برابر طول xy است. بنابراین، برای دیدن تصویر کاملی از خودتان به آینه ای که ارتفاع آن نصف بلندی شما باشد، نیاز دارید. پس مردی با 180 سانتی متر قد برای دیدن تصویری کامل از خودش به آینه ای 90 سانتی متری نیاز دارد.
اما اگر این مرد در فاصله متفاوتی از آینه بایستد چه اتفاقی می افتد؟ آیا او به آینة بزرگ تری نیاز خواهد داشت؟ یا آینه باید کوچک تر باشد؟ پرتوهای نور در شکل نشان می دهند که فاصلة مرد از آینه به اندازة آینة مورد نیاز بستگی ندارد. پس این مرد در هر فاصله ای از آینه بایستد، تصویر کاملش را در آینه می بیند.

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:37 ] [ زهرا مرادی نوین ]

فرض کنید فناناپذیر بودید و می‌توانستید با سفینه‌ای فضایی به سطح ستاره‌ای سفر کنید. وزن شما روی این ستاره هم به جرم شما بستگی داشت و هم به جرم ستاره و هم به فاصلة بین مرکز ستاره تا گرانیگاه شما. اگر سوخت ستاره تمام و شعاع آن – بدون هیچ‌گونه تغییری در جرمش – نصف می‌شد، وزن شما در سطح آن، طبق قانون عکس مجذوری، چهار برابر زیادتر می‌شد (شکل زیر).

اگر ستاره به یک‌دهم شعاع اولیه‌اش می‌رُمبید، وزن شما در سطح آن 100 برابر زیادتر می‌شد. اگر انقباض ستاره ادامه می‌یافت، میدان گرانشی در سطح آن قوی‌تر می‌شد. ترک کردن این ستاره برای سفینة فضایی بسیار دشوارتر می‌شد. سرعت لازم برای فرار آن، سرعت فرار، افزایش می‌یافت. اگر ستاره‌ای چون خورشید ما به شعاعی کم‌تر از 3 کیلومتر میرُمبید، سرعت فرار از سطح آن از سرعت نور تجاوز می‌کرد، و هیچ‌چیز – حتی نور – نمی‌توانست از آن بگریزد! خورشید نامرئی می‌شد، یعنی به صورت سیاه چاله درمی‌آمد.

جرم خورشید، در واقع کم‌تر از آن است که در معرض چنین رُمبشی قرار گیرد، اما، وقتی برخی ستارگان دارای جرم بیش‌تر – که اکنون حدود 5/1 برابر جرم خورشید و بیش‌تر برآورد شده‌اند – به پایان ذخیرة سوخت هسته‌ای خود برسند، می‌رُمبند، و به غیر از حالتی که چرخش آن‌ها بسیار سریع باشد، رُمبش تا رسیدن به چگالی‌های نامتناهی ادامه می‌یابد. گرانش نزدیک این ستارگان منقبض شده و به اندازه‌ای عظیم است که نور می‌تواند از حوالی آن‌ها بگریزد. آن‌ها با مچاله‌شدن از عالم مرئی خارج شده‌اند. نتیجة این عمل سیاه چاله‌هایی کاملاً نامرئی است.
جرم سیاه چاله از ستارة رُمبیده بیش‌تر نیست، بنابراین میدان گرانشی پس از رُمبش در ناحیه‌های با فاصلة بیش‌تر از شعاع ستارة اولیه تفاوتی با میدان پیش از آن ندارد. اما در فاصله‌های نزدیک‌تر اطراف یک سیاه‌اله، میدان گرانشی ممکن است عظیم باشد. خمیدگی محیطی که هرچیز مانند نور، گرد و غبار، یا سفینه‌ای فضایی را که به آن نزدیک می‌شود به طرف خود می‌کشد. فضانوردان می‌توانند وارد حاشیه‌های این خمیدگی شوند و اگر در سفینة فضایی توانمندی باشند، هنوز از آن بگریزند. با این همه، پس از فاصله‌ای معین، این کار امکان‌پذیر نیست، و آن‌ها از عالم مرئی محو می‌شوند. هر جسمی که به درون سیاه‌چاله سقوط کند تکه‌تکه می‌شود. از جسم چیزی جز جرم، تکانة چرحشی (اگر داشته باشید) و بار الکتریکی آن (اگر داشته باشید) باقی نمی‌ماند.

«کِرم چاله» موجودی نظری و تا اندازه‌ای شبیه سیاه چاله است (شکل زیر). کِرم چاله، مثل سیاه چاله، واپیچیدگی شدید فضا و زمان است. اما به جای رُمبیدن به نقطه‌ای بی‌نهایت چگال، دوباره باز و وارد بخش دیگری از عالم – یا حتی، احتمالاً، عالم دیگر – می‌شود! در حالی‌که وجود سیاه چاله‌ها تایید شده است، کرم چاله هنوز مفهومی کاملاً فرضی است. برخی از علاقه‌مندان به علم گمان می‌کنند که کرم چاله امکان مسافرت در زمان را فراهم می‌سازد.



اگر واقعاً راهی برای «دیدن» سیاهچاله وجود ندارد، چه‌طور می‌توان آن را آشکار ساخت؟ سیاه چاله وجودش را با تاثیر گرانشی بر مادة اطراف یا ستارگان مجاورش محسوس می‌سازد. اکنون شواهد خوبی وجود دارد که برخی از دستگاه ستارگان دوتایی از ستاره‌ای درخشان و همدمی نامرئی با ویژگی‌های سیاه چاله مانند تشکیل شده‌اند که دور هم می‌چرخند.
شواهد حتی قوی‌تری دال بر وجود سیاه چاله‌های بسیار پرجرم در مرکز بسیاری از کهکشان‌ها داریم. در یک کهکشان جوان، که به صورت «کوازار» مشاهده می‌شود، سیاه چالة مرکزی ماده را می‌مکد و با فرورفتن آن در عالم فراموشی، مقادیر عظیمی تابش گسیل می‌کند. در کهکشانهای پیرتر، ستارگانی مشاهده می‌شود که دور میدان گرانشی عظیم اطراف مرکزی ظاهراً تهی می‌چرخند. این سیاه چاله‌های کهکشانی جرم‌هایی در گستره چند میلیون تا چند میلیارد برابر جرم خورشید سیاه چاله است.

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:20 ] [ زهرا مرادی نوین ]
[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:15 ] [ زهرا مرادی نوین ]

آگاه تر از همیشه، سر از بالین بر می داریم تا با اولین تابش نورِ دانش، به کوچه های حقیقت بزنیم و عبور نور را مرور کنیم.

امروز آمده ایم تا خود را به شاخه مهر پیوند بزنیم و رویشی دیگر را در بهار دانش آغاز کنیم. مقصد ما شکوفایی شکوفه است.

آغاز سال تحصیلی را به همه همکاران و دانش آموزان تبریک می گویم .

[ شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ] [ 18:43 ] [ زهرا مرادی نوین ]

تفاوت تصاویر در دوبین های معمولی و فروسرخ

 


در زیر دو تصویر دیده می شود. تصویر (a) توسط دوربین معمولی که با نور مرئی کار می کند گرفته شده است. در حالی که تصویر (b) توسط دوربین فروسرخ که با نور مرئی کار می کند گرفته شده است.
توجه کنید همه ی اجسام همواره در حال تابش هستند و طول موج این تابش عمدتا در ناحیه ی فروسرخ قرار دارد و با افزایش دمای جسم می تواند تغییر کند.

 

[ جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 19:36 ] [ زهرا مرادی نوین ]

فیزیک تولید مثل گیاهان

تولید مثل بسیاری از گل‌ها وابسته به حشراتی است که گرده‌ها را از گلی به گل دیگر منتقل می‌کنند.

توانایی زنبورهای عسل در انتقال گرده‌ها از گلی به گل دیگر به دو چیز بستگی دارد.

ابتدا این که زنبورهای عسل در حین پرواز در هوا باردار می‌شوند.

دوم این که بساک یک گل (شکل زیر) از لحاظ الکتریکی نسبت به زمین منزوی است، ولی کُلاله به طور الکتریکی به زمین متصل شده است   




وقتی زنبور به کلاله‌ی بعدی نزدیک می‌شود، بار روی زنبور و بار القاء شده روی گرده، الکترون‌های رسانش را تا نوک کلاله بالا می‌آورند (شکل زیر(، زیرا کلاله به طور الکتریکی به زمین متصل شده است.




اگر گرده به حدّ کافی به کلاله نزدیک باشد، نیروی خالص وارد بر گرده موجب جهیدن آن به سمت کلاله می‌شود
و بدین ترتیب لقاح گل آغاز می‌گردد.

[ جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 19:28 ] [ زهرا مرادی نوین ]

حفاظت در مقابل خطر شوک الکتریکی

حفاظت بیش‌تر در مقابل خطر شوک توسط رسانای سومی که سیم اتصال زمین نام دارد فراهم می‌شود که امروزه در همه‌ی سیم‌کشی‌ها باید‌ وجود داشته باشد. این رسانا به شاخه‌ی ‌گرد بلند یا U شکل سه شاخه‌ی اتصال به برق یک وسیله برق خانگی یا ابزار برقی مربوط می‌شود.

سیم اتصال زمین به‌طور معمول حامل هیچ جریانی نیست، ولی جعبه‌ی فلزی قطعه را به‌ زمین متصل می‌کند. اگر رسانایی که روی سیم داغ خط قرار دارد به‌طور اتفاقی ‌با چارچوب یا جعبه تماس بیابد، رسانای اتصال زمین مسیر رسانایی فراهم می‌کند و فیوز می‌سوزد. اگر سیم اتصال زمین باشد. آن‌گاه اگر در تماس با یک لوله‌ی آب (یا حتی کف نمناک اتاق) همزمان با آن تماس برقرار کنید ممکن است دچار یک شوک خطرناک شوید (شکل زیر)



(
الف) اگر یک مته‌ی برقی خراب، توسط یک دو شاخه به پریز متصل شود ممکن است شوکی به مشخص وارد شود. (ب) اگر مته‌ی خراب توسط سه شاخه به پریز متصل شود به شخصی که آن را نگه داشته هیچ شوکی وارد نمی‌شود، زیرا بارهای الکتریکی به جای آن‌که به بدن شخص وارد شوند، از طریق سیم اتصال زمین به شاخه‌ی سوم و از آن‌جا به زمین شارش می‌کند. اگر جریان به زمین قابل ملاحظه باشد فیوز می‌سوزد.

[ جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 19:18 ] [ زهرا مرادی نوین ]

کـاربـرد دید فرابنفش

بسیاری از حشرات و پرندگان می‌توانند طول‌موج‌های فرابنفش را که انسان نمی‌تواند ببیند مشاهده کنند. به طور مثال، تصویر طرف چپ نشان می‌دهد که چگونه گل سوزانس سیاه چشم به نظر، می‌آید. تصویر طرف راست که با یک دوربین حساس به فرابنفش گرفته شده است نشان می‌دهد که چگونه همین گل‌ها توسط زنبور‌هایی که روی آن‌ها گرده‌افشانی می‌کنند دیده می‌شوند.

به لکه‌ی مرکزی بیرون زده که برای انسان‌ نامرئی است توجه کنید. به همین ترتیب، بسیاری از پرندگان با دید فرابنفش، از جمله مرغ‌های عشق، طوطی‌ها و طاووس‌ها، روی بدن خود نقش‌هایی فرابنفش دارند که آن‌ها را برای یک‌دیگر بیش‌تر از ما آشکار می‌سازند.




[ جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 19:12 ] [ زهرا مرادی نوین ]

چرا ابرها سفیدند؟

ابرها از قطره های آب با اندازه های مختلف تشکیل شده اند. اندازه های متفاوت این قطره ها سبب پراکندگی بسامدهای گوناگون می شود: کوچکترین قطره رنگ آبی را بیش از دیگر رنگ ها پراکنده می سازند؛ قطره های اندکی بزرگتر بسامدهای بالاتر، مانند رنگ سبز را پراکنده می کنند؛ و قطره های باز هم درشتر بیشتر رنگ قرمز را پراکنده می سازند. نتیجه روی هم رفته ابری سفید است.

مجموعه های بزرگتر قطره ها نور فرودی بیشتری را جذب می کنند و در نتیجه شدت نور پراکنده از آنها کمتر است که باعث تیرگی ابرهای متشکل از قطره های بزرگتر می شود. بزرگتر شدن قطره ها باعث می شود به شکل قطره های باران فرو بریزند، و بارندگی خواهیم داشت.

.

 

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:50 ] [ زهرا مرادی نوین ]

چگونه می توان یک میله ی رسانا را به روش مالش باردار کرد؟


آزمایش نشان می دهد که هرگاه یک میله ی فلزی رابا پارچه مالش دهیم، باردار نمی شود(چگونه می توانید نشان دهید؟). اما اگر یک دسته ی پلاستیکی به آن اضافه کنیم و یا آن را با یک پارچه ی عایق بگیریم و سعی کنیم درموقع مالش، میله با دست ما تماس پیدا نکند، می توانیم آن را باردار کنیم. علت این امر آن است که اجسامی مانند فلزها، بدن انسان و زمین از نظر الکتریکی رسانا و اجسامی مانند شیشه، پلاستیک نارسانا یا عایق هستند.

در رساناها تعدادی از الکترون های هر اتم می توانند به آسانی از اتم جدا شوند ودر رساناحرکت کنند، که به آن ها الکترون های آزاد گفته می شود. درصورتی که در یک جسم نارسانا تعداد الکترون های آزاد بسیار کم است، همچنین الکترون های هر اتم نمی توانند ازاتم جداشوند و در جسم نارسانا حرکت کنند.

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:36 ] [ زهرا مرادی نوین ]

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:33 ] [ زهرا مرادی نوین ]

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:30 ] [ زهرا مرادی نوین ]
بلورها  دارای چه ویژگی فیزیکی هستند؟

اگر شماری از ذره هایی همانند را کنار هم قرار دهید، آنها نقش های معینی تشکیل می دهند. اتم های یک عنصر همانندند.   وقتی مایعی منجمد می شود، معمولا ذره ها در نقش های منظم و مشابهی خود را آرایش می دهند.

این بدان معناست که آرایش اتم های بیشتر جامد ها نامنظم  نیستند و مرتب قرار گرفته اند. بلور مجموعه ای از اتم ها با ساختار منظم است.

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:22 ] [ زهرا مرادی نوین ]
مریخ را خدای جنگ نامیده‌اند، اما بر روی سطح این سیاره اثری عشق هم دیده می‌شود.

قلبی بر پهنه مریخ



سفینه پیمایشگر جهانی مریخ در سال 1999 این تصویر "قلب" را از سطح سیاره سرخ مخابره کرد.

این "قلب" در واقع چاله‌ای است که در نتیجه ریزش درون یک "پایین‌افتادگی" یا "فروزمین" (graben) به وجود آمده است؛ این اصطلاح زمین‌شناختی برای شیارهای دارای دیواره‌های مستقیم به کار می‌رود که در طول خطوط گسل ایجاد می‌شوند.

این حفره قلب‌مانند در عریض‌ترین نقطه 2.3 کیلومتر پهنا دارد و در کوهپایه‌های آتشفشان آلبا پاترای مریخ واقع است

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:15 ] [ زهرا مرادی نوین ]

داستان دو نیمه شدن دریا در زمان حضرت موسی مبتنی بر قانون فیزیک است

این دستاورد بخشی از تحقیقات این دانشمندان در ارتباط با اثر باد بر آب است.

'كارل دروز' كه سرپرستی این تحقیق را برعهده داشته است، گفت كه تصاویر رایانه ای تقریبا با آنچه كه در كتاب 'سفر خروج' در كتاب مقدس مطرح شده، مطابقت دارد.

در این گزارش یادآوری می شود، بر اساس دینامیك مایعات می توان این مطلب را درك كرد. باد به گونه ای آب را به حركت در می‌آورد كه براساس قوانین فیزیك یك گذرگاه امن ایجاد می كند كه آب در دو طرف قرار می گیرد و ناگهان آب به جای خود برمی گردد.

داستان ها در كتابهای مذهبی با كمی اختلاف همگی حكایت از آن دارد كه در سه هزار سال پیش حضرت موسی (ع) و پیروانش تحت تعقیب نیروهای فرعون به سمت دریا حركت می كنند. دریای سرخ در مقابل نیروهای پیشرو به دو نیمه تبدیل می شود و پس از آنكه این نیروها از دریا عبور می كنند دریا به حال اول برمی گردد و لشگریان فرعون غرق می شوند.

'دروز' و همكارانش درحال تحقیق درباره اثر باد در عمق آبهای اقیانوس و چگونگی تاثیر توفان های اقیانوس آرام و حركت امواج بر اعماق دریا هستند.

گروه زیر نظر 'دروز' به نقطه ای در جنوب دریای مدیترانه اشاره می كنند و مدل خود را بر اساس شكل زمین ها در سه هزار پیش ترسیم كرده اند كه باعث نقل این داستان شده است.

بر اساس این طرح رایانه ای، اگر بادی با سرعت 65 مایل در ساعت در آن شب به مدت 12 ساعت وزیده باشد، امكان دو نیمه شدن دریا تا عمق دو متر امكان پدیر بوده است.

در پایان پژوهش گروه تحقیق 'دروز' آمده است: مردم جهان قرن هاست كه از داستان عبور حضرت موسی از دریا شگفت زده شده اند و از خود پرسیده اند كه آیا این امر حقیقت تاریخی دارد. آنچه كه این تحقیق نشان می دهد این است كه توصیف دو نیمه شدن دریا اساسی در قوانین فیزیكی دارد.

 

[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:10 ] [ زهرا مرادی نوین ]



وقتی دست‌های خود را در برابر نور خورشید می‌گیریم به تدریج دست‌های ما گرم‌تر می‌شوند. این تجربة ساده نشان می‌دهد که نور حامل انرژی است. به این ترتیب می‌توان گفت وقتی نور به یک جسم برخورد می‌کند، با اتم‌ها و مولکول‌های سازندة جسم برهم‌کنش می‌کند و به آن‌ها انرژی می‌دهد.

اتم‌ها و مولکول‌های سازندة موادی مانند شیشه و آب انرژی نور را جذب می‌کنند و پس از مدت بسیار کوتاهی (حدود یک نانو ثانیه ) انرژی جذب شده را دوباره به صورت تولید نور پس می‌دهند! به عبارت دیگر، اتم‌ها و مولکول‌های سازندة شیشه و آب که به آن‌ها مواد شفاف در برابر عبور نور گفته می‌شود، پس از جذب انرژی از نور، مجدداً آن را به صورت تولید نور تابش می‌کنند.

بیشتر مواد اطراف ما در برابر عبور نور کدرند، یعنی انرژی نور را جذب می‌کنند بدون این‌که آن‌را به صورت نور بازگسیل کنند. سنگ، دیوار، کتاب، میز، صندلی و بدن انسان کدرند. وقتی نور به اتم‌ها و مولکول‌های سازندة این مواد می‌تابد، بخشی از انرژی نور را جذب می‌کنند و پس از مدت بسیار کوتاهی (حدود ) به صورت گرما به اتم‌های مجاور خود می‌دهند. به عبارت دیگر، انرژیی که اتم‌ها و مولکول‌های سازندة مواد کدر از نور جذب می‌کنند، تنها سبب افزایش انرژی درونی آن‌ها می‌شود.
[ سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 13:55 ] [ زهرا مرادی نوین ]
من‌ آن‌ خاكم‌ كه‌ عاشق‌ مي‌شود
سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه، يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه، يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛ يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ وقت، هيچ‌ اسمي‌ نداشته‌ باشد و تا هميشه، خاك‌ باقي‌ بماند، فقط‌ خاك.
اما حالا يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد، ببيند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد. يك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغيير كند.
واي، خداي‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم. همان‌ خاكي‌ كه‌ با بقيه‌ خاك‌ها فرق‌ مي‌كند. من‌ آن‌ خاكي‌ هستم‌ كه‌ توي‌ دست‌هاي‌ خدا ورزيده‌ شده‌ام‌ و خدا از نفسش‌ در آن‌ دميده. من‌ آن‌ خاك‌ قيمتي‌ام. حالا مي‌فهمم‌ چرا فرشته‌ها آن‌قدر حسودي شان‌ شد.
اما اگر اين‌ خاك، اين‌ خاك‌ برگزيده، خاكي‌ كه‌ اسم‌ دارد، قشنگ‌ترين‌ اسم‌ دنيا را، خاكي‌ كه‌ نور چشمي‌ و عزيز دُردانه‌ خداست. اگر نتواند تغيير كند، اگر عوض‌ نشود، اگر انتخاب‌ نكند، اگر همين‌ طور خاك‌ باقي‌ بماند، اگر آن‌ آخر كه‌ قرار است‌ برگردد و خود جديدش‌ را تحويل‌ خدا بدهد، سرش‌ را بيندازد پايين‌ و بگويد: يا لَيتَني‌ كُنت‌ تُراباً. بگويد: اي‌ كاش‌ خاك‌ بودم...
اين‌ وحشتناك‌ترين‌ جمله‌اي‌ است‌ كه‌ يك‌ آدم‌ مي‌تواند بگويد. يعني‌ اين‌ كه‌ حتي‌ نتوانسته‌ خاك‌ باشد، چه‌ برسد به‌ آدم! يعني‌ اين‌ كه...
خدايا دستمان‌ را بگير و نياور آن‌ روزي‌ را كه‌ هيچ‌ آدمي‌ چنين‌ بگويد.
نظرآهاری

[ سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 14:13 ] [ زهرا مرادی نوین ]
باتری میوه ای :

برای ساختن این باتری فقط به کمک مادرتان نیاز دارید. اگر می‌پرسید چرا، کافی است نگاهی به لیست مواد لازم بیندازید.
مواد لازم:
• چند عدد لیموترش ( می‌توانید به جای لیمو، از نوشابه یا آبلیمو هم استفاده کنید. )
• مقداری سیم مسی
• تعدادی سکه
• چند عدد گیره کاغذ
• چاقو
• قیچی
• لامپ کوچک، ساعت دیجیتالی یا هر وسیله الکتریکی کم مصرف دیگری که با استفاده از آن بتوان باتری را امتحان کرد.

روند کار در ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 13:41 ] [ زهرا مرادی نوین ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام و احترام

این وبلاگ در مهر ماه سال 1390 ایجاد شد. هدف از ایجاد این وبلاگ بررسی مطالب کتاب های فیزیک مقطع متوسطه و ملموس تر ساختن ارتباط فیزیک با زندگی برای دانش آموزان و نیز ایجاد ارتباط و تعامل بیشتر با دانش آموزان و سایر دوستان می باشد. منتظر نظرات سازنده شما هستم.
********************************
من معلم هستم در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده مهر تدریس کنند
و بگویند خدا خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پر نشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس...
زهرا مرادی نوین
لینک های مفید
امکانات وب