رنگین کمان
وبلاگ فیزیک  
لینک های مفید

آن طرف رنگین کمان کجاست؟

وقتی در طول بارندگی فقط یک رنگین کمان می بینیم در واقع چند رنگین کمان وجود دارد؟ پاسخ این سؤال آنطور که فکر می کنید ساده نیست! وقتی نور وارد یک قطره آب می شود، در داخل قطره بازتاب کرده، و آنچه به چشم ما باز می تابد رنگین کمان را تشکیل میدهد. هر قطره باران ، نوری را که واردش میشود در تمام جهات ممکن بازتابانده و می شکند.


اولین بار که نور با قطره برخورد میکند، یک پرتو کسری از آن نور بازتاب میکند و و بقیة آن در طول قطره حرکت میکنند تا به پشت قطره از سمت داخل برخورد کنند. دوباره ، مقداری از نور شکت خورده و مقداری بازتاب میکند. در هر برخورد با سطح داخلی قطره ، مقداری از نور باز می تابد و در قطره میماند، و باقیماندة آن خارج میشود. بنابراین پرتوهای نور میتوانند بعد از یک ، دو ، سه بازتاب داخلی یا بیشتر از قطره خارج شوند.

وقتی شما دو رنگین کمان می بینید، اولین یا اصلی ترین کمان در زاویة 42 درجه ، با نور قرمز در بیرون و نور بنفش در داخل بطور واضح دیده میشود. کمان دوم همیشه کم‌رنگ تر بوده و بواسطة بازتاب دوم با رنگهای معکوس (بنفش در بیرون و قرمز در درون) در زاویة 51 تشکیل می شود.

اسحاق نیوتن یک معادله ریاضی برحسب اندازه زاویة رنگین کمانها بعد از بازتاب N اُمِ داخل قطره بدست آورد. او معتقد بود که در بازتاب سوم نور کافی وجود ندارد که در واقع شخص آنرا ببیند، از اینرو هرگز مسئله را برای 3=N حل نکرد. ادموند هالی ، بعد از نامگذاری ستارة دنباله‌دار هالی ، محاسبات را بر دوش گرفت و کشف کرد که سومین رنگین کمان در زاویة 40 درجه و 20 ثانیه تشکیل میشود، و شگفت زده شد. این رنگین کمان نبایستی در مقابل خورشید تشکیل شود بلکه دور تا دور خورشید تشکیل میشود! دو هزار سال بود که بشر به اشتباه در طرف دیگر آسمان در جستجوی این کمان بود.

کمان رنگین کمان  


بر خلاف نام این پدیده ، رنگین کمان در واقع یک دایره کامل از رنگهای مختلف است ولی قسمتهایی از این دایره توسط زمین دور از دید ما قرار می گیرند. اگر شما از هواپیما نظاره گر این پدیده باشید، می توانید تمام دایره رنگی را ببینید.

رنه دکارت فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی در قرن 17 اولین کسی بود که در مورد این پدیده طبیعی دست به مطالعه و تحقیق زد. او با استفاده از یک گوی شیشه ای پرا از آب ، توضیح داد که یک قطره باران چگونه پرتوهای نور را شکسته و از هم جدا می سازد.

همچنین او 42 درجع انحراف مسیر پرتوهای نور از مسیر اولیه خود را نیز محاسبه کرد. (امروزه می دانیم که مقدار دقیق این زاویه به طول موج و در نتیجه به رنگ نور بستگی دارد). حال سوال این است که چرا ما ستونهای رنگی را در آسمان مشاهده نمی کنیم؟ در پاسخ باید گفت که چشم ما قادر است تنها شعاعهای نور گذرنده از قطراتی را مشاهده کند که پرتو خروجی و 42 درجه خم شده آنها مستقیما وارد چشم شود. تمامی نورهای هم رنگی که این خاصیت را دارند، روی یک دایره قرار می گیرد. دایره ای که ما بخشی از آن را از روی سطح زمین می بینیم و آن را رنگین کمان می خوانیم.

[ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 16:24 ] [ زهرا مرادی نوین ]

راز گل سرخ‏

هنگام انفجار و فرو پاشی ستارگان، گازها و موج های حاصل، ترکیبی بسیار زیبا به مانند گل سرخ (رُز)ایجاد می کنند.

عکس زیر توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) ناسا گرفته شده است و توسط ناسا "انفجار گل رز سرخ" نامیده شده است.



 این پدیده بیش از 1400 سال پیش در قرآن مجید بیان گردیده است: 

*فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةًكَالدِّهَانِ*


هنگامی که آسمان از هم شکافته شود و مانند گلی سرخ رنگ (گلگون) درآید.

"آیه شریفه ۳۷ سوره مبارکه الرحمن"

[ سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 18:48 ] [ زهرا مرادی نوین ]

فیزیک کارت‌های اعتباری و دستگاه‌های کارت خوان

نوار مغناطیسی پشت کارت‌های اعتباری حاوی میلیون‌ها ذره‌ی مغناطیسی (آهنربای بسیار کوچک) است که نوعی چسب صمغ آن‌ها را به هم متصل می‌کند. داده‌ها را که به صورت دو دویی، با صفر و یک به رمز در آورده‌اند، در این ذره‌های مغناطیسی ذخیره می‌کنند (شکل الف). وقتی کارت اعتباری شما درون دستگاه کارت خوان کشیده می‌شود، میدان مغناطیسی ناشی از ذره‌های مغناطیسی، روی پیچه‌ی تعبیه شده در دستگاه کارت خوان اثر می‌گذارد و جریان اندکی را در آن القا می‌کند (شکل ب). این جریان بسیار کوچک توسط دستگاه دیگری تقویت و داده‌های ذخیره شده در آن رمزگشایی می‌شود. پس از رمز گشایی داده‌ها، دستور مورد نظر صورت می‌گیرد

.

 

الف) هر ذره‌ی مغناطیسی، که در واقع یک آهنربای بسیار کوچک است، یک داده را به صورت صفر یا یک در خود ذخیره می‌کند. در نوار مغناطیسی پشت هر کارت میلیون‌ها ذره‌ی مغناطیسی قرار دارد.



ب) با کشیدن کارت، میدان مغناطیسی ناشی از ذره‌های مغناطیسی جریان اندکی در پیچه‌ی تعبیه شده در دستگاه کارت خوان القا می‌کند.

[ یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 20:23 ] [ زهرا مرادی نوین ]

حق، معرفت به هر نگاهم داده

در حلقه ی عشق خویش راهم داده

اینها همه علتش فقط یک چیز است
ایرانی ام و رضا پناهم داده
*میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک*

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 20:18 ] [ زهرا مرادی نوین ]

اینشتین در 14 مارس سال 1879 در اولم آلمان متولد شد . یک سال بعد خانواده اش به مونیخ نقل مکان کردند و خواهرش در آنجا متولد شد . اینشتین 15 سال در مونیخ ماند . عشق به موسیقی ، که برای او به صورت یک ضرورت در آمد ، خیلی زود و هنگامی در او شکل گرفت که در 6 سالگی درس های ویولن را آغاز کرد .

او در کارهای عادی کلاس درس شاگرد خوبی نبود و کند صحبت می کرد ، اما از لحاظ خود آموزی عالی بود . در 12 سالگی حسابان را یاد گرفت ، در 13 سالگی کتاب نقد خرد ناب امانوئل کانت را خوانده بود . او نوشته های سبک را نمی خواند ، بلکه غرق در کتاب های ریاضی ، فیزیک و فلسفه بود .


اینشتین مونیخ را در 15 سالگی ترک کرد تا به والدین خود در میلان ایتالیا بپیوندد و یک سال بعد قصد ورود به انستیتوی فدرال فناوری در زوریخ سوئیس را کرد . چون دیپلم دبیرستان نداشت ، باید امتحان ورودی می داد . او در درس های زبان های جدید ، جانورشناسی و گیاه شناسی مردود شد – او این درس ها را در مونیخ نخوانده بود . با این همه ، عملکردش در ریاضی و فیزیک به اندازه ای عالی بود که به او اجازه دادند پس از یکسال درس خواندن وارد انستیتو شود . کار او در کالج ممتاز بود .

برای مدتی پس از فارغ التحصیل شدن در سال 1900 اینشتین نتوانست هیچ نوع کار یا شغل دستیاری به دست آورد. بنابراین ، دو سال را صرف انجام انواع کارهای جزئی تدریس کرد و سرانجام به عنوان متخصص فنی در ادارۀ ثبت اختراعات سویس در برن استخدام شد .

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:55 ] [ زهرا مرادی نوین ]
در شکل زیر یک مرد با قد 180 سانتی متر را جلوی آینه می ببینید. برای این که او تصویر پاهایش را ببیند باید در طول خطی که از پاهایش به سمت سر او می آید نگاه کند. پرتوهای رسم شده این خط ها و مسیر کامل نور از حدود بدن شخص نسبت به آینه و چشم هایش را نشان می دهند. او برای دیدن تصویرش به طول xy از آینه نیاز دارد. پس آینه ای با این اندازه کافی است. اگر با خط کش ارتفاع مرد را در تصویر بالا اندازه بگیرید و فاصلة xy را نیز اندازه بگیرید به این نتیجه می رسد که ارتفاع مرد دو برابر طول xy است. بنابراین، برای دیدن تصویر کاملی از خودتان به آینه ای که ارتفاع آن نصف بلندی شما باشد، نیاز دارید. پس مردی با 180 سانتی متر قد برای دیدن تصویری کامل از خودش به آینه ای 90 سانتی متری نیاز دارد.
اما اگر این مرد در فاصله متفاوتی از آینه بایستد چه اتفاقی می افتد؟ آیا او به آینة بزرگ تری نیاز خواهد داشت؟ یا آینه باید کوچک تر باشد؟ پرتوهای نور در شکل نشان می دهند که فاصلة مرد از آینه به اندازة آینة مورد نیاز بستگی ندارد. پس این مرد در هر فاصله ای از آینه بایستد، تصویر کاملش را در آینه می بیند.

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:37 ] [ زهرا مرادی نوین ]

فرض کنید فناناپذیر بودید و می‌توانستید با سفینه‌ای فضایی به سطح ستاره‌ای سفر کنید. وزن شما روی این ستاره هم به جرم شما بستگی داشت و هم به جرم ستاره و هم به فاصلة بین مرکز ستاره تا گرانیگاه شما. اگر سوخت ستاره تمام و شعاع آن – بدون هیچ‌گونه تغییری در جرمش – نصف می‌شد، وزن شما در سطح آن، طبق قانون عکس مجذوری، چهار برابر زیادتر می‌شد (شکل زیر).

اگر ستاره به یک‌دهم شعاع اولیه‌اش می‌رُمبید، وزن شما در سطح آن 100 برابر زیادتر می‌شد. اگر انقباض ستاره ادامه می‌یافت، میدان گرانشی در سطح آن قوی‌تر می‌شد. ترک کردن این ستاره برای سفینة فضایی بسیار دشوارتر می‌شد. سرعت لازم برای فرار آن، سرعت فرار، افزایش می‌یافت. اگر ستاره‌ای چون خورشید ما به شعاعی کم‌تر از 3 کیلومتر میرُمبید، سرعت فرار از سطح آن از سرعت نور تجاوز می‌کرد، و هیچ‌چیز – حتی نور – نمی‌توانست از آن بگریزد! خورشید نامرئی می‌شد، یعنی به صورت سیاه چاله درمی‌آمد.

جرم خورشید، در واقع کم‌تر از آن است که در معرض چنین رُمبشی قرار گیرد، اما، وقتی برخی ستارگان دارای جرم بیش‌تر – که اکنون حدود 5/1 برابر جرم خورشید و بیش‌تر برآورد شده‌اند – به پایان ذخیرة سوخت هسته‌ای خود برسند، می‌رُمبند، و به غیر از حالتی که چرخش آن‌ها بسیار سریع باشد، رُمبش تا رسیدن به چگالی‌های نامتناهی ادامه می‌یابد. گرانش نزدیک این ستارگان منقبض شده و به اندازه‌ای عظیم است که نور می‌تواند از حوالی آن‌ها بگریزد. آن‌ها با مچاله‌شدن از عالم مرئی خارج شده‌اند. نتیجة این عمل سیاه چاله‌هایی کاملاً نامرئی است.
جرم سیاه چاله از ستارة رُمبیده بیش‌تر نیست، بنابراین میدان گرانشی پس از رُمبش در ناحیه‌های با فاصلة بیش‌تر از شعاع ستارة اولیه تفاوتی با میدان پیش از آن ندارد. اما در فاصله‌های نزدیک‌تر اطراف یک سیاه‌اله، میدان گرانشی ممکن است عظیم باشد. خمیدگی محیطی که هرچیز مانند نور، گرد و غبار، یا سفینه‌ای فضایی را که به آن نزدیک می‌شود به طرف خود می‌کشد. فضانوردان می‌توانند وارد حاشیه‌های این خمیدگی شوند و اگر در سفینة فضایی توانمندی باشند، هنوز از آن بگریزند. با این همه، پس از فاصله‌ای معین، این کار امکان‌پذیر نیست، و آن‌ها از عالم مرئی محو می‌شوند. هر جسمی که به درون سیاه‌چاله سقوط کند تکه‌تکه می‌شود. از جسم چیزی جز جرم، تکانة چرحشی (اگر داشته باشید) و بار الکتریکی آن (اگر داشته باشید) باقی نمی‌ماند.

«کِرم چاله» موجودی نظری و تا اندازه‌ای شبیه سیاه چاله است (شکل زیر). کِرم چاله، مثل سیاه چاله، واپیچیدگی شدید فضا و زمان است. اما به جای رُمبیدن به نقطه‌ای بی‌نهایت چگال، دوباره باز و وارد بخش دیگری از عالم – یا حتی، احتمالاً، عالم دیگر – می‌شود! در حالی‌که وجود سیاه چاله‌ها تایید شده است، کرم چاله هنوز مفهومی کاملاً فرضی است. برخی از علاقه‌مندان به علم گمان می‌کنند که کرم چاله امکان مسافرت در زمان را فراهم می‌سازد.



اگر واقعاً راهی برای «دیدن» سیاهچاله وجود ندارد، چه‌طور می‌توان آن را آشکار ساخت؟ سیاه چاله وجودش را با تاثیر گرانشی بر مادة اطراف یا ستارگان مجاورش محسوس می‌سازد. اکنون شواهد خوبی وجود دارد که برخی از دستگاه ستارگان دوتایی از ستاره‌ای درخشان و همدمی نامرئی با ویژگی‌های سیاه چاله مانند تشکیل شده‌اند که دور هم می‌چرخند.
شواهد حتی قوی‌تری دال بر وجود سیاه چاله‌های بسیار پرجرم در مرکز بسیاری از کهکشان‌ها داریم. در یک کهکشان جوان، که به صورت «کوازار» مشاهده می‌شود، سیاه چالة مرکزی ماده را می‌مکد و با فرورفتن آن در عالم فراموشی، مقادیر عظیمی تابش گسیل می‌کند. در کهکشانهای پیرتر، ستارگانی مشاهده می‌شود که دور میدان گرانشی عظیم اطراف مرکزی ظاهراً تهی می‌چرخند. این سیاه چاله‌های کهکشانی جرم‌هایی در گستره چند میلیون تا چند میلیارد برابر جرم خورشید سیاه چاله است.

[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:20 ] [ زهرا مرادی نوین ]
[ پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:15 ] [ زهرا مرادی نوین ]

آگاه تر از همیشه، سر از بالین بر می داریم تا با اولین تابش نورِ دانش، به کوچه های حقیقت بزنیم و عبور نور را مرور کنیم.

امروز آمده ایم تا خود را به شاخه مهر پیوند بزنیم و رویشی دیگر را در بهار دانش آغاز کنیم. مقصد ما شکوفایی شکوفه است.

آغاز سال تحصیلی را به همه همکاران و دانش آموزان تبریک می گویم .

[ شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ] [ 18:43 ] [ زهرا مرادی نوین ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام و احترام

این وبلاگ در مهر ماه سال 1390 ایجاد شد. هدف از ایجاد این وبلاگ بررسی مطالب کتاب های فیزیک مقطع متوسطه و ملموس تر ساختن ارتباط فیزیک با زندگی برای دانش آموزان و نیز ایجاد ارتباط و تعامل بیشتر با دانش آموزان و سایر دوستان می باشد. منتظر نظرات سازنده شما هستم.
********************************
من معلم هستم در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده مهر تدریس کنند
و بگویند خدا خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پر نشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس...
زهرا مرادی نوین
لینک های مفید
امکانات وب